اين غزل نيز از آن دست غزلهاست كه ميداني! در بهار ۷۷ گفته شد اگرچه فرمها و طرح ها ديگر زمانش گذشته است اما اين را گذاشتم تا كه آره .....
اتاق ، خالی و سکوت ، پرده ای سیاه، شاخه های دود
كتابهاي خيس ، يك عروسك عليل ـ جنبش دو رودـ
دو رود رفته اند ، زير پاي آن دو رود ، يك عروسكي كه...
نمي زند به تار زندگي و قفل بر دهان ، بي سرود
*******************************
اتاقها گشوده شد ، طناب ، عصمت چهارپايه اي
عروسكي كه ايستاده بود ، ساعت چهار صبح بود
بهار ۷۷ همدان
