تبليغاتX
قصه های پایتخت

قصه های پایتخت

نوشته ها و شعرهاي ناميرا م

با تبريك سال تازه يادمه سالهاي 67 و به بعد بود كه تازه پراي درمان اسهال او آر اس آمده بود و بخاطر نعمت و بركت جنگ (دفاع) فراواني بود و خونه هر كسي كه ميرفتي تا دل تنگت بخواد پودر مذكور موجود بود. منم كه بچه روستا بودم و دلم ميخواست بدونم كه اين پودره خاصيتش چيه و از چي تشكيل شده .... تا اينكه يه روز بهداشتيار روستا گفته بود كه بابا اين پودر چيز خاصي نيست فقط مقداري شكره و نمك و براي جبران كمبود آب بدن استفاده ميشه و بخودي خود اسهال رو خوب نميكنه. از اون روز به بعد همه مردم ده مخصوصاً پيران ده خيلي خوشحال بودن كه فرمول اين مواد لامذهب را كشف كرده اند .اگرچه بعدها نمك و شكر كم شد بخاطر همين فرمول اما همه مردم آرزو داشتن كه اسهال بشن تا چيزي را كه كشف كرده ان بكار بگيرن.

اصلاً نميدانم چرا وقتي ميخوام چيزي تو وبلاگم بذارم اين پيام بازرگاني پخش ميشه:

چند گرمي هست خانوم؟!  يه كيلوه آقا()

ببخشيد اين پرانتزه را خوب نتونستم بذارم لامذهب همش تقصير بيل گيتسه.

حالا غرض از اين موضوع فوق الاشاره چي بود ؟! آره بابا اين وبلاگ نويسي هم مثل درد اسهاله و او آر اس.هم اسهاليش عذاب داره و هم ساختن او آر اسش لذت بخشه.

پس با اين درد بسوزيم و بسازيم البته اگر مثال زيباتري از اسهال نزدم منو ببخشيد اها اين را هم بگم يادمه يه روزي يه ملايي اومده بود ده ما و داشت داد سخن ميداد و ميگفت كه انسان در دو حالت از ياد خدا غافل ميشه يكي موقع حالي كردنه و ديگري موقع خالي كردنه.

حالشو ببرين

در پايان سلام گرم و خالصانه خدمت پويا -حسن -اكبري - ادهمي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 22:41  توسط ناميرا م  |