الان كه دارم اين مطلبو مينويسم تو فكر يك سقفم كه مرحوم فرهاد اونو خونده رو گوش ميدم ممكنه تو هم كه اينها رو ميخوني فكر كني كه با اينهمه احساسي كه اينها رو نوشتم احتمالاً كارتون خواب باشم يا اينكه فرهاد كه اينهمه با حسرت اينو خونده كارتون خواب بوده، كه همش تو فكر يه سقف بودن سقفي براي عشق نميدانم براي مكان سقفي كه تن پوش هراس ما از دست نيروهاي انتظامي يا اراذل و اوباش باشه ولي سقفمون افسوس و افسوس كه پر از عنكبوت و سوسك و از اين حرفها شده نميدانم اصلاً شايد سقفي محكم تر از آهن كه اگر از نوع مكانش بود حتي با گلوله هم ، (باتوم اگه واقعاً دو نقطه باشه كه جاي خودش داره) نتونه سوراخش كنه. راستي گفتم سوراخ ، اين سوراخ چيز عجيبيه هركي از هر سوراخي گزيده ميشه باور كن كه از اين سوراخ گزيده ميشه .اصلاً اينقدر سوراخ تو ذهنمه كه خودمم نميدانم كدوم سوراخ منظورمه. البته اون سوراخه كه يادتون هست كه پسري با انگشت خودش تا صبح درشو گرفت تا مبادا شهرو آب ببره اگه خوب يادم مونده باشه اسمش پترس بود ولي خوب بود آدما اگه با انگشت سوراخيو ميگرفتن از اون نوعش بود كه شهرو آب نبره ولي ظاهراً اين روزا هركي با انگشت سوراخيو ميگيره شهرو بيشتر آب ميبره.
اصلاً نميدانم چرا سوراخ اينقدر واژه بدي شده حتي وقتي تيمي به يه تيم ديگه گل ميزنه ميگن سوراخش كرد چرا نميگن روزنش كرد. البته يه جا معني خوبي هم داره اونم وقتي كه ميخوان بگن مثلاً خيلي زيباس ميگن انگار آسمان سوراخ شده و .... تصور كنيد اگه آسمان سوراخ بشه خوب آسمون كه اينهمه بزرگه لابد سوراخش هم بزرگه .اونموقع چه كسي با چه انگشتي جلو آبها رو بگيره لابد بهرام(رفيق ناهيد و مشتري منظورمه فكر بد نكنيد) مياد اينكار رو ميكنه. اصلاً بهرام اينكارو نميكنه جون مادر نداره كه بهش بگه پسرم اگه سد سوراخ بشه پسري با انگشت خودش در سوراخو ميگيره.
نتيجه گيري اخلاقي: اساساً مادر ها ، به پسرهاشان ياد دادن كه سوراخ را با انگشتشون بگيرن تا شهرو آب نبره. حتي موقعي كه پسر بچه ها لخت ميشن مامانهاي بي تربيت ميگن قربون شومبولت برم! حالا وقتي كه مادرا اينجوري بچه ها رو تربيت ميكنن ديگه توقعي از نيروي انتظامي نميرود كه بتواند ....
