امشب كه اين صفحه را مينويسم درست ساعت 10و 23 دقيقه است كه شب شيشه اي مهماني داشت بنام خانم فاطمه راكعي كه فكر كنم بخاطر همنامي اش با خانم فاطمه زهرا دعوت كرده بودند . ايشان از شاعران بقول خودش خوب است كه خدمات شاياني هم در فرهنگستان ادب فارسي كرده اند از جمله نميدانم بقول همون حروم لقمه(ميدونيد كيو ميگم) بجاي پيتزا كشف كرده كه بگن كش لقمه. اما جهت مزاح و همچنين تلطيف مزاج دوستان ما نيز واژه هايي را به اين فرهنگستان افزوده ايم يا ريشه هاي ادبي آنها را حداقل يافته ايم كه دو مورد آن بشرح ذيل است:
1- انار : انار در قديم بخاطر اين كه از هندوستان آمده بود نامش بود (گرمزداناهه) و اين در ادبيات فارسي خيلي جالب نبود اهالي فرهنگستان گفتند بايد اول از آن بخوريم تا بتوانيم به خواصش پي ببريم و نامي درخور آن بسازيم كه الغرض يكي از اهالي بحد فراوان خورد و اجابت مزاج بر وي واجب شد. البته چون ايشان از اهالي .... بود و مصرف فراوان ترياق يبوست ايشان را چند برابر كرده بود لذا اجابت مزاج رواني فرمودند و بعد از اجابت مزاج برگشت به ساير اهالي گفت كه چه خوب است كه نام اين گرمزداناهه را انآر بگذاريم. و از آن پس شد انار.
2- متديوس : اين واژه تلفيقي از واژه ديوس و پيشبند(پيشوند) مت است كه اين پيشبند مت جلوي هرچي قرار بگيره شدت آن را چند برابر ميكنه مث متكلم ، متبحر ، متدين و .... كاربرد اين واژه بيشتر در زماني است كه در مصاحبه استخدامي رد شده باشي و ميگويي كه يارو خيلي متديوس بود و ....
موضوع ديگه اي هم هست كه بايد به استماع عزيزان برسانم اينه كه اين چيزايي كه نوشتم مسبوق به سابقه است و بزرگاني چون صادق هدايت از اين دست بسيار كرده اند لذا امشب نا خودآگاه با ديدن خانم فاطمه راكعي (البته خود راكعي هم از اون واژه هاي با مسمي است كه بايد خود فاطمه خانم فكري براي تغيرش بكنند چون راكعي بمعناي بسيار ركوع كننده است و اين موضوع ممكنه براي خانومها دردسر ساز شود) بذهنم رسيد و خواستم بي بهره نگذارمتون
تا بعد
