تبليغاتX
قصه های پایتخت

قصه های پایتخت

نوشته ها و شعرهاي ناميرا م

حدوداً دو هفته پيش اعلام شد كه بنزين سهميه بندي شد ، پمپ بنزين هوا رفت ، فروشگاه غارت شد و خيلي اتفاقها افتاد ولي اين وسط يكي نبود بگه بابا اينهمه حاشيه بر اين متن سوزان چيه؟

·         يكي ميگفت: خيلي خوب شده منبعد باب چاپيدن باز ميشه و تو ناصر خسرو با دارو خريد و فروش ميشه .

·     يكي ديگه كه از دارو فروشهاي ناصر خسرو دل خوشي نداشت ميگفت اي بابا گور پدرشان بنزين هم اگه مث دارو ها باشه كه داروي سقط جنين شان باعث دوقلو زايي ميشه بهتره كه اصلاً نباشه چون داخل بنزين هم آب قاطي ميكنن و ماشينها را از كار ميندازن.

·     اين وسط هم سرو كله سردار رويانيان پيدا شد و گفت بهترين سرعت براي كمتر كردن مصرف سوخت براي پيكان 80 و براي سمند و ... 90 كيلومتر در ساعت است. در واقع منظورش اين نبود كه با سرعت بيشتر از اين رانندگي نكنيد چون آمار تصادفا عكس اينو ميگه و دراصل منظورش اين بود كه كمتر از 80 تا 90 هم اگه بريد مصرف بنزين تان بالا ميره. پس بگاز تا بگازيم.

·     يه بنده خدايي هم ميگفت از وقتي كه سهميه بندي شده پشت چراغ قرمز ماشينو خاموش ميكنم و احساس عجيب انسان بودن بهم دست ميده.

·     يه بنده خدايي هم كه با خر و شتر كود ميبره در خونه ها تو خيابوناي تهرانپارس و نظام آباد ميگفت اونايي كه سهميه بنديش كردن واقعاً چيزي حاليشونه و حالا بايد قدر خرها رو خوب دانست!!.

·     يه خانومه (از اون خانومها)بقول ايرج ميرزا : من از زنهاي تهراني نباشم -- از اونهايي كه ميداني نباشم  هم كه سر چهار راه مثلاً منتظر تاكسي بود ميگفت بابا اين سهميه بندي باعث شده كه همه چيز سهميه بندي بشه حتي محله ها ، ديگه نميشه از محل خيلي دور شد چون ماشين ديگه گير نمياد پس مجبوريم ما هم سهميه بندي كنيم.

·         يه معتاد بيچاره هم كه يه گوشه چرت ميزد ميگفت اي بابا پش شهميه ما چي ميشه ؟

·         يه خره (خر همون يارو بالايي) ميگفت آخيش چقدر ترافيك كم شده ما با خراي ديگه بهم نمي ماليم.

·         خلاصه اينكه منم ميگم اي بابا نشستن اون دور و ميگن لنگش كن.

پس تا بعد

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:33  توسط ناميرا م  |