تبليغاتX
قصه های پایتخت

قصه های پایتخت

نوشته ها و شعرهاي ناميرا م

شرح اين قصه شنو از دو لب دوخته ام ---- تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام

خيلي دلم ميخواست در پيرامون خبر چند روز پيش تلويزيون مبني بر ايجاد خانه كعبه در كرج و طواف صفا و مروه ساختگي و ارتباط با امام زمان و ... مطلبي بنويسم و قلم را تا اونجا كه دلم ميخواد بفرسايم ولي ترسيدم كه همين وبلاگ (بقول لنين آخرين تلاش توده ها) را از دست بدم و نتونم بنويسم اما همين قدر بسنده ميكنم كه وقتي ملتي اينقدر الاغند در عصر موبايل هاي تصويري و ... كه دنبال اينجور چيزا راه ميفتن ديگه من چي بنويسم فقط به اين نتيجه ميرسم كه كار خيلي سختي نبوده براي پيامبر در 1400 سال پيش كه دين جديدي را بياورد و به نفهمهاي عربستان و به تبع آن عجم ها بخوراند.

چند روز پيش بخاطر اينكه در پست قبلي كارت سوخت را مسخره كرده بودم نفرين احمدي نشاد مرا گرفت و كارت سوختم را در شهرستان فامنين همدان جا گذاشتم و فراوان بزحمت افتادم چند موضوع را در اين باب به عرض ميرسانم:

1-   كارت سوخت باكره اي را از يك نفر خير (خي ير) كه هنوز 600 ليتر بنزين داشت به قيمت 150،000 تومان(ليتري 250 تومان) خريدم و بسيار با بركته چون هر چي ميرونم بنزين باك خالي نميشه!!

2-   صف باطل كردن كارت سوخت خيلي طولاني بود بطوريكه از ساعت 9 صبح تا 15 توي صف بودم(پست رسالت) خوب بود كه مث صف نون زن و مرد جدا بودن چون اگه زن و مرد با هم بودن همه مردا هر روز كارت سوختشونو بخاطر رفتن توي صف گم ميكردن !!

3-   چند روزيه كه دنبال اختراع سيستمي جديد براي موتور اتومبيل هستم كه بتونه با اوره كار كنه بلكه مشكل بنزين را يه جوري حل كنم ولي از يه چيز خطر ناك ميترسم و اونم اينه كه ممكنه آقايان شاشيدن را هم سهميه بندي كنن!!

4-      يك معذرت خواهي هم بابت اينكه دير آپ ميشم .

تا بعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 21:51  توسط ناميرا م  | 

چند روز پيش يه خبري از تلويزيون پخش شد كه تقريباً از همان روزاي اول سهميه بندي بنزين من به همكارانم طرحشو پيشنهاد كرده بودم .

خبر از اين قرار بود كه توي يه كشور ظاهراً افريقايي يه مدير مدرسه براي بچه ها سرويس گذاشته تا راحت تر به مدرسه رفت و آمد كنند و اون سرويس چيزي بجز چند تا الاغ خوشگل چيز ديگري نبود و اما بريم سراغ خودمان:

1)   خوب بود دولت از همين الاغ هاي چيني تعدادي الاغ وارد كشور بكنه تا مشكل سهميه بنزين حل بشه كه از فوايد اين طرح ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:

               أ‌-  آلودگي هوا از نوع شيميايي به آلودگي صوتي (ار ار ار الاغ ها) تبديل خواهد چون آلودگي شيميايي افراد مسن را بيشتر اذيت ميكنه لذا بدليل سنگيني گوش، آلودگي صوتي اونا رو اذيت نميكنه.(فقط كمي بوي اگزوز الاغها آزار دهنده است).

              ب‌- فضاي سبز كوچه ها بدليل افزايش كود حيواني ناشي از سوخت و ساز الاغها توسعه بيشتري يافته و از اين جهت نيز به خودكفايي كامل ميرسيم.

              ت‌- نماينده هاي مجلس منبعد با الاغ سر كار ميرن و دور ميدان بهارستان مث قديما كاروانسرا و خرداري ايجاد شده و از قِبَل همين موضوع براي نگهداري خرها كلي شغل ايجاد خواهد شد.

              ث‌- اينو بايد قبل تر مينوشتم ، سازماني هم بنام خرداري ايجاد ميشه كه خود اين موضوع هم توسعه منابع انساني را در بر خواهد داشت.

              ج‌-   تصادفات و ترافيك كاهش يافته و اصولن ماليدن الاغها بهمديگه خسارتي رو ايجاد نميكنه ولي ممكنه همين ماليدنها اگه زياد بشه خودش ترافيك ايجاد كنه.

                            ح‌-   شغل شریف پالاندوزي و نعل بندی كه از افتخارات ميراث فرهنگي ماست احيا ميشود.

 

حالا تصور كنيد اگه بشار اسد بخواد به ايران بياد چه جور خري را بايد از فرودگاه تا كاخ رياست جمهوري براش اختصاص داد چون پاهاش خيلي بلنده و به زمين گير ميكنه و اونهایی هم که قدشون کوتاهه چه جور میتونن سوار الاغ بشن؟!

 

2)      قسمت دوم را براي پست بعدي ميذارم (آتش بازي و پيك)

     تا بعد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 20:56  توسط ناميرا م  |