چند وقته که دیگه حس نوشتن نیست خیلی دلم میخواست بنویسم ولی لامذهب میبینم باید فقط به دیگران سر بزنم و بدون خواندن مطالبشون یه کامنتی بذارم و بگم شما هم بیایید کامنتی بذارید و برید بعد اونا بیان یه کامنتی بذارن و برن و هی بذارم و هی بذارن و بریم و بیان و هی بذ.... بی.... خدائیش دیگه تحملش سخته در ضمن من یه خورده بگی نگی سر زدنم خوب نیست بعضی خیلی خوب سر میزنن بعضی ها جفتک هم میزنن بعضی ها هم فقط میزنن حالا چیو میزنن خدا میدونه. راستش خیلی خوشه که آدم خیلی از حرفهای مجازیشو بنویسه در این فضای مجازی بذاره ولی چه سود که نمیشه حرف دلو توی این صفحه لعنتی گذاشت.
آهای کسانی که در خارج زیست میکنید اینجا هوا سرده!
آهای اونائی که در پایتخت زیست میکنید اینجا هوا اصلا ً نیست!
آهای اونایی که در خارج از پایتخت زیست میکنید اینجا هواتونو دارم!
هوا هوای عشقه هوا هوای یاره ماده خر کد خدا یه نره خر میاره
هوا هوای عشقه هوا هوای یاره خروس حاکم باشی تخم طلا میذاره
هوا هوای عشقه هوا هوای یاره دلم براش میتپه هرکی کامنت بذاره
